This house is a circus

This house is a circus, berserk as fuck
We tend to see that as a perk, though
Look what it's done to your friends
their memories are pretend
And the last thing they want is for
the feeling to end




جمعه 25 بهمن 1398 | 07:44 ق.ظ   


ME؟



http://uupload.ir/files/tjq2_tumblr_o8upkt6onv1vpexoco1_400.jpg


And bury me in all my favourite colors

...I'm counting down the days to go



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


Wolf in the house...





این مانهوا رو تابستون وقتی حوصلم سر رفته بود ۵ صبح بازش کردم.

و کی فکرشو میکرد،۵ صبح دوباره تمومش میکنم؟!

اصولا اون اولا زیاد درگیرش نبودم و یه مانهوایی بود مثل همه مانهواها.

حتی میتونم بگم وسطاش حوصلم سر رفت.

ولی نمیدونم چرا خوابم نمیبره،انگار کسی که خیلی دوسش داشتمو از دست دادم.

شاید به پایان خوش عادت ندارم...کسی چه میدونه؟

نمیدونم نیاز داشتم بنویسم،احساسات درونیم در هم بر هم شد بعد از تموم کردنش.

حالا صدای آهنگی تو سرم پخش میشه...

و منو به یه گذشته ی دور میبره.

گذشته ی دوری که اصلا وجود نداشته.

و آسمون آبیه،منم مدرسه نرفتم.

داره برف میاد و کاش همینجا زندگی تموم میشد.



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


=))


http://uupload.ir/files/huaq_b1e7867d158e27604f4e8f00a6277bc7.jpg


یادمه پست قبلیم خیلی زیاد خسته بودم...در واقع گم شده بودم.

ولی شاید دو هفته بعد از اون پست،من خودمو پیدا کردم،توی بهترین حالت خودم،

خودمو پیدا کردم،جوری که لحظه شماری میکردم به همون مدرسه ی کزایی برم.

میدونید خیلی عجیبه،ولی کاملا دیگه مطمئنم یه آدم دو قطب مسخره ام.

نه تنها این،کلی دلیل دیگه هست که نشون میده من یه دو قطب مسخره م.

بگذریم،به نفرین اعتقاد دارید؟فکر میکنم نفرین شدم.شایدم از بعد اول زندگی خارج شدم.

داخل مدرسه یه دختری بود،خیلی خودشو بهم میچسبوند و منم اون اولا زیاد اهمیت نمیدادم

تا اینکه دیگه خیلی شدت پیدا کرده بود و منم یه جورایی از اینکه غریبه ها خودشونو بهم

بمالونن متنفرم.در کل از اون آدما نیستم که بقیرو بغل و اینا کنم میدونید؟مگه اینکه

خیلی خوابم بیاد و شمام نرم باشید و بوی خوبی بدید :|

بگذریم،طوری شد که همه رفتار این دختر شده بود من،اعتقاداتش،اهنگاش،حرف زدنش

رفتارش و من همینطوری بودم : د فاک؟

و همه میگفتن این روت کراش زده رل بزنید دیگه :/.

مشکل اینجا بود که من ازش خوشم نمیومد.هرچی زور میزدم نمیشد.تهشم فهمیدم

از اینکه تونسته با من دوست بشه ابراز شادی میکرده... .

البته این اصلا دلیل نبود،فقط خواستم بگم چقدر مسخره س که برای اینکه با یکی دوست

بشی اینهمه خودتو تغییر بدی.دلیل اصلی این بود که ته کلاس دوتا دختر دیگرو دریافتم.

یکیشون کیپاپر بود و اون یکیم بیلی فن و کلیم فیلم دیده بودن،حالا دو ماهی میگذره

و ملقب شدیم سه تفنگدار و منم فکر میکنم دوستایی دارم که بتونم باهاشون خوش بگذرونم

میدونید مدرسه قبلی،کلی ادم دورم بودن،ولی هیچوقت هیچکس نمیومد با من حرف بزنه

چون یه آدم با اعتقادات متفاوت که از حرفای دخترونه خوشش نمیاد و مشکوک به لزبین بودنه

بودم و میترسیدن،منم ازشون خوشم نمیومد و الان که میبینم اونا ازم جدان خیلی خوشحالم.

الان میتونم خودم باشم و کسیم اهمیت نمیده من چیم،دوسم دارن.

و چیز عجیب تر اینه که من اصلا بهشون مشکوک نیستم،انگار سالهاست میشناسمشون.

آخه من مثل راس گلر به همه چیز و همه کس شک دارم.

همش منتظرم که بقیه با کاراشون بهم آسیب بزنن و همیشه از اخلاقاشون متنفر بودم

با اینکه هیچکاری نکردن.خیلی سریع حس میکنم با حرفام یه احمقم و مهم نیست

با طرف خیلی وقته دوستم و همیشه هم بهترین رفتارو داشته باهام.همیشه مشکوکم

و دیوارمو کم کم از بین میبرم تا بهشون به عنوان یه دوست خوب نگاه کنم.

ولی اینبار دیواری حس نمیکنم.خیلی عجیبه.

خب کلا تو این مدت درسای عجیبی یاد گرفتم.و فهمیدم زمان همه چیزو عوض میکنه.

ولی هیچوقت نمیتونه درونتو تغییر بده.

-اینکه برای دوست شدن با بقیه نباید خودتو شبیه اونا کنی.بهتره دوستاتو عوض کنی.

-هیچوقت قرار نیست دوباره از کسی خوشم بیاد

-علاقه مثل آهنرباهای هم قطب(؟)ــه،هرچقدر زور بزنید که برید سمتش بدتر ازش دور میشید

-اگه نمیتونم با یه مدرسه کنار بیام،فردا چجوری قراره توی یه جامعه ی دیگه با مردمش کنار بیام؟

شما چه کردید؟ =)))




   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


Something that i have to say





http://uupload.ir/files/1wb6_a7bfe5426abae45a95da6bdd9294564a.jpg


به اندازه هزاران سال خسته م.

نا امید،تنها،غیر قابل درک،منزوی،خسته،خسته.

چی میشد تو این 6 ماهی که انقدر کزاییه هر یک ساعت ده دقیقه بود؟

چی میشد زندگی رو همون سال نهم راهنمایی می ایستاد و حرکت نمی کرد؟

میخوام برگردم به نهم،خودم،اون احساس زنده بودن و زیبایی همه چیز.بهش نیاز دارم.




   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


The pianist



http://uupload.ir/files/om5_der-pianist.jpg

هیتلر یه تراژدیک بود،یه نوع هنر بود،هنری که نشون دهنده رابطه متقابل نفرت بود.

یک نفرت بزرگ که شامل حال میلیون ها انسان شد و میلیون ها نفرت کوچک که شامل حال یک نفر شد.

-
پیانیست رو دیدید؟تا قبل از دیدن فصل چهارم پیکی بلایندرز متوجه آدرین برودی نشده بودم.

دمن!خیلی کولــــــه :"""""

   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


--




http://uupload.ir/files/se5c_5388a2a10be33dd269d8d05a2db58f5b.jpg

I have what they call an unattractive face

من چیزی دارم که اونا بهش میگن چهره ی غیرجذاب.

- Serge Gainsbourg



Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


imagination



http://uupload.ir/files/pnfi_980029b983fda98ee099c11211377d07.jpg

I have this dream for years

you know?i see someday...someday...a girl with a white dress

with bloody face and bloody hands

and the air dancing through her hair

and she's crying

and she's embarrassed

and it's too late 'cause she killed a lot of people

And she's standing on the pier

and her mum is crying,and she is full of hate

and she tells the policeman that she's not her child she was the devil's child in

her belly...

but she was just a golden mind that was born

it's      to      fucking     late

and she is singing and she is alone. she wants to talk about

something...

anything...

with somebody...

with anybody...

and i talking about my dream when i lying on the roof

with an expensive cigarette

and nobody listening.

just me,and the air and a dead cat.and ghost of a woman

and she is singing...


   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


The forest fic



من هیچوقت نباید فارست رو میخوندم.هیچوقت.

حالا سه روزه میخندم،حرف میزنم،شادم ولی از درون اینطوریم:

و هی یه صدایی اکو میشه که : هنوز میلک و مایگرین رو نخوندی.


   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


معرفی "Gotham"




خب من تو ادامه مطلب همه زرامو زدم برید همونجا بخونید :///






Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


If i believe you





http://uupload.ir/files/mp3_ac9c6b85d76bb4e5377c70331c2893f2.jpg

I’ve got a God shaped hole that’s infected
تصورم از خدا یه سوراخه آلوده س
And I’m petrified of being alone now
و الان از اینکه تنهام گیج شدم (اینکه کسی مثل خدا نیست که بتونه باهاش حرف بزنه)
It's pathetic, I know
این رقت انگیزه،میدونم


And I tossed and I turn in my bed
و خودمو روی تختم پرت کردم و وول خوردم
It's just like I Lostmyhead (Lostmyhead)
انگار که سرمو از دست دادم


And if I believe you
و حتی اگه باورت کنم
Will that make it stop؟
(از مجازات کردنم)دست نگه میداری؟
If I told you I need you
اگه بهت بگم بهت نیاز دارم
Is that what you want؟
این همون چیزیه که تو میخوای؟
And I'm broken and bleeding
و من شکسته م و دارم خونریزی میکنم
And begging for help
و برای کمک التماس میکنم
And I'm asking you Jesus, show yourself
و من دارم ازت میپرسم،جیزز(مسیح) خودتو نشون بده


I thought I’d met you once or twice
فکر کنم یکی دوبار دیدمت
But that was just because the dabs were nice and opening up my mind
ولی این فقط بخاطر این بود که دارو هام(مواد) خوب بودن و ذهنمو باز میکردن
Showing me consciousness is primary in the universe
نشون دادن حس آگاهی توی این جهان اولین چیزه
And I had a revelation
و من یه وحی داشتم
I'll be your child if you insist
من پسرت میشم اگه اسرار داری
I mean if it was you that made my body
منظورم اینه که اگه تو بدنمو ساختی
You probably shouldn't have made me atheist
احتمالا مجبور نبودی منو آتئیست کنی
But, oh, I’m a lesbia.n kiss
I'm an evangelist
من یه پیامبرم
And if you don't want to go to hell then Miss, you better start selling this
و اگه شماها نمیخواید به جهنم برید و نابود بشید،بهتره ایمان بیارید
(اشاره به اینکه توی همه دین ها هرکی که ایمان نمی آورده رو پیامبرای عزیز میگفتن تو
آتیش خواهی مرد)



If I'm lost then how can I find myself?
If I'm lost then how can I find myself?
If I'm lost then how can I find myself?
و اگه گم شدم چجوری خودمو پیدا کنم؟

   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


R U Mine?






[



I'm a puppet on a string
من یک عروسک خیمه شب بازی به نخ وصل شده ام
Tracy Island, time-traveling diamond cutter-shaped heartaches
مثل تریسی آیلند ( عروسک خیمه شب بازی در یکی از برنامه های کودک ) الماس ها مانند ماشینی زمان در سینه ام دردی به وجود می آورند
Come to find you 4 in some velvet morning
دنبالت میگردم گاهی تا ساعت 4 صبح مخملی
Years too late
سال ها طول کشیده
She's a silver lining lone ranger riding
Through an open space
اون مثه یه خوش اقبالیه، تنها کسی که در ذهنمه
In my mind when she's not right there beside me
وقتی که واقعا در کنارم نیست


I go crazy cause here isn't where I wanna be
دارم دیوونه میشم چون اینجا جایی نیست که دلم میخواد باشم
And satisfaction feels like a distant memory
حس رضایت دیگه مثل یک خاطره دور و دراز شده
And I can't help myself
و من نمیتونم به خودم کمک کنم
All I wanna hear her say is "Are you mine?"
تنها چیزی که ازش میخوام بشنوم اینه که بگه : تو مال منی؟

Are you mine?
تو مال منی ؟
Are you mine?
تو مال منی ؟
Are you mine?
تو مال منی ؟

I guess what I'm trying to say is I need the deep end
حدس میزنم چیزی که میخوام بگم اینه که میخوام یه پایان عمیق داشته باشم
Keep imagining meeting, wished away entire lifetimes
هنوز هم با تو بودن رو تصور میکنم ، کاش این کار رو نمیکردم
Unfair we're not somewhere misbehaving for days
چرا ما یه سفر عاشقانه نمیریم
Great escape lost track of time and space
یه فرار عالی جوری که از زمان و مکان جدا بشیم
She's a silver lining climbing on my desire
اون یه خوش اقبالیه که پا به زندگی من گذاشته


Well, are you mine? (Are you mine tomorrow?)
تو مال منی ؟ فردا هم مال من میمونی ؟
Are you mine? (Or just mine tonight?)
تو مال منی ؟ یا فقط امشب مال منی ؟
Are you mine? (Are you mine? Mine?)
تو مال منی ؟ مال خودم ؟

And the thrill of the chase moves in mysterious ways
So in case I'm mistaken
I just wanna hear you say you got me baby
Are you mine?
رفتارت عجیبه ، مطمئن نیستم من رو نخوای ،‌ شاید من اشتباه میکنم .
تنها چیزی که ازت میخوام ازت بشنوم اینه که بگی : تو مال منی ؟

She's a silver lining lone ranger riding
اون یه خوش اقبالیه ، تنها کسی که
Through an open space
توی فکرمه
In my mind when she's not right there beside me
وقتی که واقعا کنارم نیست


   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


WTF IM DOING WITH MY LIFE



میدونید،همیشه بدم میومد دوستای سوشال مدیامو قاطی کنم،مثلا اونایی که

توییترن،توی تلگرامم باشن باهام،یا همچین چیزی...

چون من مجبورم طبق رفتار های بقیه توی اون شبکه اجتماعی رفتار کنم،مثلا نمیتونم

راجب احساساتم توی استوری اینستاگرامم صحبت کنم،چون میبیننش و میدونن طرف کیه.

یا حتی با یه شخص دیگه قاطی میکننش،یا به خودشون میگیرن،ولی اینجا راحتم،منو

نمیشناسید،گاهی اوقات زیادی فان میشم گاهی اوقات مزه ی آهن زنگ زده میدم.

و این جواب این سواله که : چرا من اینجا انقد خفن و بزرگسالم ولی توی اینستاگرامم یه

تینیجر کصشاخ استوپد،یا توی توییترم شبیه این عاشقا رفتار میکنم یا چنل تلگرامم

انگار یکی دیگه داره تایپ میکنه؟جوابش فقط دوستامه،سعی میکنم حرفامو در حد فهم اونا

بزنم...میفهمید که؟



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


IX





http://uupload.ir/files/mp1t_f9d40d16957417ab7262712a52b2edf3.jpg


نمیخاید آیدی اینستا بدید جمالمون به رخ زیباتون باز بشه؟



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


VI








من هزار بار این موزیک ویدیو و اهنگشو گوش دادم

انگار به طور کاملا دقیقی برداشتن از روی زندگیه من

با یکم مبالغه ساختنش.





   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


II






http://s8.picofile.com/file/8348729634/tumblr_pdbj08LS5Q1xchla7o1_400.gif

Don't you see me I

I think I'm falling I'm falling for you

And don't you need me I

I think I'm falling I'm falling for you

On this night and in this light

I think I'm falling I think I'm falling I'm falling for you

And maybe you change your mind




   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


I

http://uupload.ir/files/nj7_69429d58af5835dad9a8833588b4224b.jpg


Ron Hicks-

بیاین راجب رویاهامون حرف بزنیم...

چیزایی که میخواستیم و نتونستیم و فراموشش کردیم

و چیزای دیگه جاشو گرفتن ولی یه چیزاییو هیچ وقت

نمیشه فراموش کرد درست میگم؟

مثلا اینکه من همیشه دلم میخواد تایلر و ببینم و فقط همون

یبار نباشه

یا اینکه دلم میخواد برم کنسرت The 1975

یا اینکه از شهر فرار کنم و به یه جای دور برم

همیشه آرزوم این بود ترک تحصیل کنم ولی نمیتونم =))

نمیدونم...میگن هدفتو پیدا کن،من هدف ندارم.

برام مهم نیست،فقط میدونم اگه اینکارو انجام بدم بهتره

نشد هم نشد =)) ولی همیشه عاشق این بودم که

گیتار الکتریکم رو داشته باشم و باهاش کلی اهنگ بزنم.

ولی این هم الان برام غیر ممکن و دور بنظر میاد

طوریکه نمیدونم...بنظرم انگار یه چیز بی تفاوته مثل همه چیز.

شما چه آرزو هایی دارید؟

اوه میدونم میخاید از ایران برید و این حرفا...اینا رو کنار بزارید.

از چیزای دیگه بگید



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   

 Other PG: 1 2

Poll

Life is...








ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic