Oh baby dont you cry... :)

عکسی که نابودم کرد...

جمعه 14 مهر 1396 05:26 ق.ظ

Queen: Nıяναиα
Tag:


و نابود کننده من این عکس بود...

باعث شد خنده مو 5 صبح خفه کنم

و سرفه کنم تا قفسه سینم درد بگیره :|

ال+ریوک=

http://s8.picofile.com/file/8308318484/images.jpg



یکی یه توضیح به من بده :|



CaMmEnT : نظــــــــــــــــــــــر
Edit: جمعه 14 مهر 1396 05:44 ق.ظ

من هرگز خوشجال نیستم...

جمعه 14 مهر 1396 04:54 ق.ظ

Queen: Nıяναиα
Tag: edit&picture





من هرگز خوشحال نیستم...

فقط بعضی از روزها کمی غمگین تر از دیگران هستم



CaMmEnT : نضــــــــــــــــــــــــر
Edit: جمعه 14 مهر 1396 04:58 ق.ظ

مرا قضاوت نکن...

جمعه 14 مهر 1396 04:44 ق.ظ

Queen: Nıяναиα
Tag: edit&picture









مرا قضاوت نکن...

تو فقط چهره ام را میدانی نه سرگذشتم را!

خنده ام را در عکس نبین...

سو تفاهمی است 

بین من و عکاس.



CaMmEnT : نضــــــــــــــــــــــــر
Edit: جمعه 14 مهر 1396 04:52 ق.ظ

خاطره :|

پنجشنبه 13 مهر 1396 10:55 ب.ظ

Queen: Nıяναиα
Tag: other




مدتیه انیمه نگاه نکردم :|

دیدم همه دارن خاطره اول مهر میزارن :|

گفتم مگه من چمه؟منم میزارم :|

فعلا آپ انیمه ای ندارم :|


خب خاطرم:


عاقا اول مهر شد و من به مدت 10 دقیقه تو دسشویی خواب بودم :| بعدشم رفتم مدرسه :/

خب از اونجایی که فرد منفوری هستم ^^ (افتخارم میکنم :|) دوستی نداشتم که بیایم بقل بازیو

از این لوس بازیا بکنم :| تازشم زیارت عاشورا بر پا کرده بودن :| منم اون وسط یاد این آهنگه انریکه

افتاده بودم( i like it منظورمه ) اصن یه وضـــــــی :| خداروشکر با همون میمونای پارسال همکلاس 

شدم :| بهدشم که رفتیم تو کلاس و منم خوی ال گرفتتم :| به قول مامانبزرگم چومبوله میشینم :|

با ورودم ی سکوت کشدار شروع شد و منم به دشمنانم با نیشخند یه فا*ک دادم  بعد یع دخدره

نشسته بود جای من :| -خوبه امسال رفتم این مدرسه-بعد به سبک ال نشستم یهو نگاه کرد

بهم .... اون:  من: بعد دستانم رو حلقه کردم و منتظر معلم شدم :| راستش یادم نیست 

زنگ اول کی اومد کلاسمون :| ... آآآآ معلم نداشتیم  خلاصه من با اون دخدره دعوا کردم و گفتم

از سره جای من گمشو اونور  اینم ترسید بدبخت با اون هیکل بشکش رفته بود پیش معاون گریه

و زاری :| بعد معاونمون اومد گف : کی این سیدو اول صبح به گریه انداخته؟


منم گفتم : من !

بعد گفت از تو بعید بود :| -عاخه فضول منم هس- بعدش گف به احترام سارا شمارو تویه یه کلاس

گذاشتم سو استفاده نکنید 

حالا منم عاشمال شدم :) گفتم:خانم دستتون درد نکنه ... اصلا ما خاک کف پاتونیم احترام چیه؟

بعد کیف کرد :| -ازش متنفرم- گفت فلانی(من) بیا کارت دارم :|

بعد مقنعه مو کشید تا دماغم جلو بعدش برنامه هفتگیو داد بم و گفت : مثع پارسال نماینده خودتی :|

عاخه موندم کلاس نهم چه نماینده ای میخواد :|

خلاصه اومدم تو کلاس همه گفتن این خانم فلانیو چیزخور کرده :) -یکی از خصوصیاتم سیاست صحیح

میباشد- خلاصه نشستم تو جای همایونیم و با چشم غره کلاس رو اداره کردم 

(جای همایونی صندلی معلمه :|)

بعدشم شیشه مارو از تو کیفم در آوردم همرو ترسوندم ، با یکی دعوا کردم ... اون وسط دلم 

آهنگ سیا رو میخواست :| خلاصه با چندتا فا*ک شاخ بازی در آوردم :{ بعدش برگشتنی رو

سرباز آب ریختم ، رو دیوار پاسگاه نقاشی کشیدم بعد افسر افتاد دنبالم گفت بیا بریم اداره

و منم با فا*ک عینه خر میدویدم -اعتراف میکنم ترسیده بودم- بعد از بین چندتا کوچه رد شدم

تا گمم کردن xD هنوزم بعضیا میگن افسر پشتته بپا :| 

پ.ن:فقط یه روانی عینه من میتونه تو دسشویی مدرسه نارنجک درست کنه XD 

اینم از اول مهر من بدون هیچ افزودنی ای :) 

نضـــر بزارید دفعه بعدی نذری کبابو تعریف میکنم 





CaMmEnT : نظرات
Edit: جمعه 14 مهر 1396 03:03 ق.ظ

چه دل نواز اومدم :)

پنجشنبه 13 مهر 1396 10:04 ب.ظ

Queen: Nıяναиα
Tag: other




هـــــــــــــــــــــــآی ^^

من بازگشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتم :|

برید کنار وابسته نشید ^^

این ویندوز کوفتیم پرید :|

بعدشم محرم شد و نتونستم برم بگیرمش :|

تمام انیمه هام پاک شد :(

خلاصه عاقا من اومدم :|

محرم رو هم تسلیت میگم :|





CaMmEnT : نضــــــــــــــــــــــــر
Edit: پنجشنبه 13 مهر 1396 10:07 ب.ظ