This house is a circus

This house is a circus, berserk as fuck
We tend to see that as a perk, though
Look what it's done to your friends
their memories are pretend
And the last thing they want is for
the feeling to end




شنبه 30 شهریور 1398 | 07:55 ق.ظ   


The forest fic



من هیچوقت نباید فارست رو میخوندم.هیچوقت.

حالا سه روزه میخندم،حرف میزنم،شادم ولی از درون اینطوریم:

و هی یه صدایی اکو میشه که : هنوز میلک و مایگرین رو نخوندی.


   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


WTF IM DOING WITH MY LIFE



میدونید،همیشه بدم میومد دوستای سوشال مدیامو قاطی کنم،مثلا اونایی که

توییترن،توی تلگرامم باشن باهام،یا همچین چیزی...

چون من مجبورم طبق رفتار های بقیه توی اون شبکه اجتماعی رفتار کنم،مثلا نمیتونم

راجب احساساتم توی استوری اینستاگرامم صحبت کنم،چون میبیننش و میدونن طرف کیه.

یا حتی با یه شخص دیگه قاطی میکننش،یا به خودشون میگیرن،ولی اینجا راحتم،منو

نمیشناسید،گاهی اوقات زیادی فان میشم گاهی اوقات مزه ی آهن زنگ زده میدم.

و این جواب این سواله که : چرا من اینجا انقد خفن و بزرگسالم ولی توی اینستاگرامم یه

تینیجر کصشاخ استوپد،یا توی توییترم شبیه این عاشقا رفتار میکنم یا چنل تلگرامم

انگار یکی دیگه داره تایپ میکنه؟جوابش فقط دوستامه،سعی میکنم حرفامو در حد فهم اونا

بزنم...میفهمید که؟



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


IX





http://uupload.ir/files/mp1t_f9d40d16957417ab7262712a52b2edf3.jpg


نمیخاید آیدی اینستا بدید جمالمون به رخ زیباتون باز بشه؟



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   


ME؟



http://uupload.ir/files/tjq2_tumblr_o8upkt6onv1vpexoco1_400.jpg


And bury me in all my favourite colors

...I'm counting down the days to go



   
Bʟᴜʀʀʏғᴀᴄᴇ | Comment()   

Poll

Life is...